تبلیغات
پایگاه خبری تحلیلی ایران آزاد - طنز>>جسارتاً پرچم ایران مارو پس بده
یکشنبه 2 اسفند 1388

طنز>>جسارتاً پرچم ایران مارو پس بده

   نوشته شده توسط: ایرانی آزاد    نوع مطلب :طنز !!! ،

ابراهیم رها
در یک شب سرد زمستانی در حالی که باران تندی می بارید و خاله پیرزن داشت به در و پنجره نگاه می کرد ناگهان صدای در بلند شد. خاله پیرزن که همین طور پیش پیش داشت به... فکر می کرد، گفت؛ «اونجا کیه کیه/ پشت دیوار کیه؟/ سایه شو من می بینم». کسی که پشت در بود گفت؛ ننه شما فائقه آتشینی؟، خاله پیرزن گفت؛ مارو به هر جا بسته بودن مونده بود همین یک قلم.

یعنی توی این هشت ماه از سیا و موساد تا اینتلیجنت سرویس و ام آی شش بگیر بیا تا طاغوتی و اصغر قاتل و مدونا، بعد در را باز کرد و طرف آمد داخل و گفت؛ ننه جان من «طرح جرخوردگی اقتصادی» یا همون حذف یارانه های سابق هستم. اومدم خوش خبری بدم که اگه منو حتی یه ذره هم اجرا کنن خط فقر به سلامتی حداقل می شه یک میلیون تومان،

خاله پیرزن گفت؛ ننه باور کن خوبه. میزون می شه. چی بود هی بحث بود. یکی می گفت هفتصد تومنه یکی می گفت هشتصده. صادق (محصولی) هم که می گفت من اصلاً عدد و رقم قبول ندارم، لااقل طرح جرخوردگی اقتصادی این یه حسن رو داره که اجرا شه می شه یه میلیون سرراست. باز نمی دونم چرا می گن دولت احمدی نژاد دستاورد نداشته. داره، اونم به این گندگی.

حین همین بحث ها دوباره یکی در زد و آمد داخل خانه کوچک خاله پیرزن. خودش را پرچم ایران معرفی کرد. خاله پیرزن گفت؛ وای ننه چرا رنگ و روت عوض شده؟، چیزخورت کردن؟، چرا صورتت سبز بود، آبی شده؟ ننه بمیرم برات تورو هم رنگت کردن؟، جداً به این نتیجه رسیدم دولت احمدی نژاد دستاورد زیاد داشته.
 
بعد پرچم آهی کشید و گفت؛ ننه اول گفتن تمام اتفاقات هسته یی طی همین چهار سال افتاده. بعد گفتن تمام سازندگی مربوط به همین چندساله بوده. بعد از اینکه تاریخ رو تغییر دادن و آمارو تغییر دادن و اسناد و مدارک رو تغییر دادن و یه چیز دیگه یی رو تغییر دادن که دارن باهاش پز می دن و... خلاصه گویا دیگه چیزی نبود تغییر بدن گیر دادن به ما سبزرو برداشتن جاش آبی گذاشتن، شدم این شکلی ننه جان.

بعد از اون، حمید رسایی در زد و آمد تو. رسایی طبق معمول عصبانی بود و گفت؛ من جوابیه دارم «اگر از ایشان (یعنی من) شکایت شود طبق قانون پاسخ های زیادی برای گفتن دارم.» خاله پیرزن گفت؛ ننه یعنی چی طبق قانون پاسخ های زیادی دارم؟، یعنی در قانون آمده؛ حمید رسایی اساساً پاسخ های زیادی دارد؟، یعنی در قانون قید شده؛ اساساً و اصولاً رسایی میزان معتنابهی پاسخ دارد؟، ننه خوبی شما؟ بیرون بارون میاد معلومه خیس شدی برو یه گوشه بشین.


vitamin b foot pain
یکشنبه 4 تیر 1396 02:37 ب.ظ
First off I want to say fantastic blog! I had a quick question which I'd like to ask if you don't mind.
I was interested to know how you center yourself and clear your head before writing.
I have had difficulty clearing my mind in getting my thoughts out
there. I truly do take pleasure in writing but it just seems like the
first 10 to 15 minutes tend to be lost simply just trying to figure
out how to begin. Any suggestions or hints?
Many thanks!
mariemachen.wordpress.com
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 01:29 ق.ظ
This is my first time visit at here and i am really impressed
to read all at alone place.
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 04:40 ق.ظ
Thanks for your marvelous posting! I actually enjoyed reading it, you're a great author.I will make sure to bookmark your blog and may come
back in the future. I want to encourage yourself to continue your great writing,
have a nice evening!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر